رمان های انلاین

 رمان رئیس کارمند

رمان رئیس کارمند

نویسنده: ناشناس

توجه:رمان انتشار رمان رئیس کارمند هر روز یک پارت از رمان انتشار آخرین پارت در سایت ناول۹۷

توجه:جهت مشاهده ی لینک پارت های منتشر شده از رمان رئیس کارمند به انتهای همین صفحه مراجعه کنید

قسمتی از رمان:

امروز بعد گذشت دو سال بود قرار بود اردلان شوهر غیابی ام رو ببینم ، کسی که وقتی داشتم قصاص میشدم بخاطر قتل داداشش درست اخرین لحظه که پای چوبه دار بودم من رو بخشید اما به شرط ازدواج باهاش ، من هیچوقت مرتکب قتل نشده بودم اما هیچکس جز من و تینا از این ماجرا خبر نداشت!
تینا خواهرم میخواست ازدواج کنه که یه شب اردوان مست کرده بود میخواست بهش تجاوز کنه تینا هم برای دفاع از خودش مرتکب قتل غیر عمد شد!
بخاطر اینکه ازدواجش خراب نشه من قتل رو به گردن گرفتم تموم خانواده ام بخاطر این موضوع من رو طرد کردند ، عمه با فوت پسرش اردوان داغون شد و فقط تنها یه چیز میخواست قصاص من!
غرق افکارم بودم که یکی از پشت زد روی شونم و گفت:
_ ِچته غرق شدی !؟
به سمتش برگشتم چشم غره ای بهش رفتم و گفتم:
_ چ مرگته تو باز عین جن سر و کله ات پیدا میشه!
پشت چشمی برام نازک کرد و با هیجان شروع کرد به تعریف کردن
_وای نمیدونی چیا شنیدم قراره رئیس جدید بیاد شنیدم هیکلش عین این مانکن هاست چهره اش شبیه بازیگرای هالیوودی اوووف نمیدونی چ جیگری قراره بیاد!
با تاسف سری تکون دادم و گفتم:
_خاک تو سرت جمع کن خودت و انگار تا حالا تو عمرت هیچوقت پسر ندیدی! انقدر ازش تعریف میکنی معلوم نیس چ انگلی قراره بیاد!
تا خواست چیزی بگه نگاهش به جلو افتاد دهنش عین ماهی باز و بسته شد
_چت شده تو خل شدی نکنه این رئیس جدید نیومده عقل و هوش تو یکی رو برده امیدوارم مثل دفعه قبل ریده نشه بهت یه پیرمرد کچل بیاد!

به سمت جلو برگشتم که با دیدن کسی که روبروم بود حس کردم رنگ از صورتم پرید
اردلان بود با یه تیپ کاملا رسمی حق با صدف بود زیاد از حد خوشتیپ شده بود البته اگه اخم غلیظ روی صورتش رو فاکتور میگرفتیم ، رسما بدبخت شده بودم اردلان به عنوان رئیس جدید شرکت اومده بود یعنی اون این شرکت رو خریده بود
مطمئن بودم اولین کاری که میکرد من رو اخراج میکرد بعد از اون ماجرا خانواده ام از همه نظر من رو طرد کرده بودند اگه از اینجا اخراج میشدم باید میرفتم کاسه گدایی تو خیابون دست میگرفتم!

پارت۱

پارت۲

پارت۳

پارت۴

پارت۵

پارت۶

پارت ۷

پارت۸

پارت۹

پارت۱۰

پارت۱۱

پارت۱۲

پارت۱۳

پارت۱۴

پارت۱۵

پارت۱۶

پارت۱۷

پارت۱۸

پارت۱۹

پارت۲۰

پارت۲۱

پارت۲۲

پارت۲۳

پارت۲۴

پارت۲۵

پارت۲۶

پارت۲۷

پارت۲۸

پارت۲۹

پارت۳۰به زودی…

توجه:رمان انتشار رمان رئیس کارمند هر سه روز یک پارت از رمان انتشار آخرین پارت در سایت ناول۹۷

نوشته های مشابه

‫2 نظرها

  1. سلام,ببخشیدسایتتون چرااا تغیری نمیکنه کع مابدونیم ادامه داستان رودنبال کنیم یانع اگه دیگه پارت گذاری نمیکنیدبگیدحداقل

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن